روز جداییمون....قرار بود یجور دیگه باشه..ولی چیزی ک تهش معلوم بووود این بود..جدایی.نمیخاام بگم تو دلم چیا میگذره ولی واقعیت اینه ک شکستم امروز.بگذریم.بدترین درد آدما یا ن بهتر بگم بزرگترین تنبیه خدا اینه ک بدونن از کجا میخورن...بدونن دوای دردشون چیه..بدونن گره کور زندگیشون کجاس ولی نتوونن بازش کنن.خدا نیاره یوقت تو ی باتلاق گیر بیفتی طناب جلوت باشه ولی دستت نرسه بهش...از زندگیت رفتم ولی این نوشته رو بعنوان یادگارم میذارم چون یروزی میرسه ک جز این نوشته هیچی از من نمیشنوی...شاید اونروز مرده باشم...دختری ک هیچوقت اسمشو نشنیدی.دختری ک زندگیش بوودم.دختری ک از ت یکفت چشم مشکی و اینقدر کارایی...؟؟...
ما را در سایت یکفت چشم مشکی و اینقدر کارایی...؟؟ دنبال میکنید
برچسب: 25,07,95 киров, نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 14:41